تجربه‌هایی از شنیدن صدای ارواح…!!!

این مطلب دراین تاریخ ارسال شده است سه شنبه, ۱۱ اسفند, ۱۳۹۴ در ساعت ۷:۳۹ ق.ظ

تجربه‌هایی از شنیدن صدای ارواح…!!!

روزانه موارد زیادی از وقایع عجیب در جهان رخ می دهد که با بررسی مجموعه ای از آنها می توان به نتایج خارق العاده و البته جذابی دست یافت. این نتایج ما را به عالم ناشناخته ها هدایت می کند. در اواسط دهه ۱۹۸۰ محققی به نام «کلاس اسچربر» یکی از کانال های برفکی تلوزیون را انتخاب کرد و دوربین فیلمبرداری را جلو آن گذاشت و به ضبط برفک ها پرداخت. پس از ضبط، تصاویر برفکی را در ویدئو گذاشت و تماشا کرد. خیلی عجیب بود، در تصاویر برفکی، تصاویری از دخترش «کارین» که به تازگی فوت کرده بود، به صورتی مه آلود ضبط شده بود، تصاویر مثل ابر به تدریج ظاهر می شدند. او توانست علاوه بر دخترش سایر اعضای درگذشته خانواده اش را هم ببیند. اگر چه چنین رویدادی عجیب و تا حدی باورنکردنی به نظر می رسید، ولی این تجربه تنها گزارش ارائه شده از این دست نیست. نوار خالی کاست: «کارول» رژیم لاغری داشت و به همراه رژیم غذایی، نوار کاستی را هم گوش می داد. یک طرف نوار خالی بود. او یک بار برای آنکه طرف خالی نوار را گذاشت تا صدای محیط اطراف را ضبط کند. بعد از آنکه چند دقیقه از ضبط صداها گذشت، نوار را از اول گذاشت تا ببیند چه چیزی ضبط کرده است. صدای عجیب و غریب به گوشش رسید. خیلی برایش عجیب بود. مجددا به ضبط صدا مشغول شد و گوش داد. صدایی می گفت:«من دوستت دارم! آیا تو هم مرا دوست داری؟» این اولین تجربه «کارول»در زمینه صدای الکترونیکی بود. یک تجربه در آزمایشگاه: «دیویدس» برای اولین بار در آگوست سال ۲۰۰۱ ساعت ۹/۳۰ دقیقه به ضبط صدا مشغول شد. چیز خاصی ضبط نکرده بود. مجددا ساعت ۱۱/۳۰ دقیقه به ضبط صدا مشغول شد و هنگام ضبط صدا سوالی را پشت سر هم تکرار کرد:«آیا کسی هست که دوست داشته باشد با من صحبت کند؟» او هنگامی که به صداهای ضبط شده گوش داد، صدایی شنید که می گفت:«آیا کسی پاسخ می دهد؟» مو به تن «دیویدس» راست شده بود. او مجددا ساعت ۵/۱۵ دقیقه به ضبط صدا پرداخت. هنگامی که صداهای ضبط شده را گوش می داد، صدایی می گفت:«وقت ندارم.»

 



No comments yet.

Leave a comment

باید خارج شده است در بنابراین شما می توانید دیدگاه »است.