جن چیست؟

این مطلب دراین تاریخ ارسال شده است شنبه, ۱ اسفند, ۱۳۹۴ در ساعت ۸:۳۷ ق.ظ

جن

بررسی جن از دیدگاه قرآنی و در باور عوام جن ها طایفه ای از موجودات هستند که مانند انسان دارای شعور و اراده می باشند، و در قرآن نیز بارها از آنان یاد شده است. ولی ما در حالت عادی قادر به درک آنان از طریق حواس خود نیستیم. طبق آیات قرآن کریم، جنیان قادرند کارهای عجیب و غریب و حرکات سریع مانند کارهایی که در داستان های حضرت سلیمان به آنان نسبت داده شده انجام دهند. آنان نیز همچون ما مکلف به انجام تکالیف هستند و مانند انسان ها زندگی و مرگ و حشر دارند. جن از نظر لغت یعنی موجود ناپیدا. جن در باور عامه

عکس جن

در باور عوام، جن به شکل انسان است با این تفاوت که پاهایش مانند بز سم دارد. مژه های دراز او نیز با مژه انسان متفاوت است و رنگ مویش بور است. اغلب داستان های اجنه در در شب، تاریکی، تنهایی و در محل هایی مانند گرمابه، آب انبار، پستو، ویرانه، و بیابان اتفاق می افتد. آنان قادر به رد شدن از اجسام مرده مانند آهن نیستند و برای همین مکان های قدیمی را ترجیح می دهند. می گویند کلمه الله اجنه را فراری می دهد.

عکس جن

همزمان با زاده شدن هر نوزاد انسان، بین اجنه نیز نوزادی به دنیا می آید که شبیه نوزاد انسان است اما سیاه و لاغر و زشت. این موجود را همزاد آن طفل می خوانند. اگر کسی شب هنگام آب جوش روی زمین ریخته و بسم الله نگفته باشد، ممکن است به یکی از فرزندان اجنه آسیبی برساند. در این صورت، پدر و مادر آن جن برای انتقام، نوزاد آن شخص را می ربایند و همزاد او را جایش می گذارند. به باور عده ای، به زبان آوردن نام جن شگون ندارد و ممکن است باعث حاضر شدن آن ها شود. به همین دلیل است که به جای جن، به آن ها از ما بهتران هم گفته می شود. اما قرآن کریم درباره جن چه می گوید؟ در قرآن مشخصات زیادى براى جن ذکر شده است، از جمله اینکه: ۱ـ جن موجودى است که از آتش آفریده شده؛ بر خلاف انسان که از خاک آفریده شده است. «وخلق الجان من مارج من نار» (الرحمن/۱۵) ۲ـ داراى علم و ادراک و تشخیص حق از باطل، و قدرت منطق و استدلال است.(آیات مختلف سوره جن) ۳ـ داراى تکلیف و مسؤولیت است.(آیات سوره جن و سوره الرحمن) ۴ـ گروهى از آنها مؤمن صالح، و گروهى کافرند. «و إنا منا الصالحون و منا دون ذلک»(جن/۱۱) ۵ـ آنها داراى حشر و نشر و معادند. «وأما القاسطون فکانوا لجهنم حطبا»(جن/۱۵) ویژگیهاى دیگری هم می توان با جستجوی در قران و روایات از جن و جنیان بدست آورد. به علاوه از آیات قرآن به خوبى استفاده مى شود که، بر خلاف آنچه در افواه مردم عوام مشهور است که آنها را “از ما بهتران” مى دانند، انسان نوعى است برتر از جن؛ به دلیل اینکه تمام پیامبران الهى از انسانها برگزیده شدند، و این اجنه بودند که موظف به ایمان به پیامبر اسلام و تبعیت از او شدند. اصولا واجب شدن سجده در برابر آدم (ع) بر شیطان، که بنا به تصریح قرآن در آن روز از بزرگان طایفه جن بود (کهف/۵۰)، دلیل بر فضیلت نوع انسان بر نوع جن مى باشد. سیاق آیات مورد بحث هم خالى از دلالت ‏بر این معنا نیست که ابلیس از جنس ‏جن بوده، و گرنه جمله “و الجان خلقناه من قبل…” لغو می شد.در جاى دیگر ازکلام خود هم فرموده که ابلیس از جن بود، و آن آیه “کان من الجن ففسق عن امر ربه” (۷) است، از این آیه به خوبى بر مى‏ آید که جان (در آیه مورد بحث) همان جن بوده، و یا یک نوعى از انواع آن بوده است. با در نظر گرفتن مطالب فوق، به نکات ذیل نیز توجه نمائید: الف) جن از آن جهت که از حیث مادی، لطیف و از جنس آتش است، کارهایی می تواند انجام بدهد که انسان قادر به انجام آن نیست، و از اینرو از لحاظ قدرت، بر انسان برتری دارد. کما اینکه در قرآن کریم اشاره دارد که انسانها در زمره گروه جن ها در آمده اند، نه بر عکس: «ویوم یحشرهم جمیعا یا معشر الجن قد استکثرتم من الإنس …» یعنی در آن روز که [خدا] همه آنها را جمع و محشور می سازد، [می گوید:] ای جمعیت [شیطان و] جن! شما با طلب فزونی بر انسانها افراد زیادی از آنها را گمراه کردید… (انعام/۱۲۸) مفسرین این آیه را ناظر بر تسخیر و امثال آن دانسته اند. بنابراین، در تسخیر جن و مثل آن این جن است که بر انسان سیطره پیدا می کند، نه انسان بر جن. ب) انسان بر جن برتری داشته و اشرف مخلوقات است. از اینرو نباید خود را تحت تسخیر آنان قرار دهد. لذا آنچه امروزه به نام تسخیر جن نامیده می شود ـ بدون آن که وقوع آن را انکار کنیم ـ هم از نظر ماهیت تسخیر انسان است و نه جن، هم ار نظر ارزشی کار صحیحی نیست، چرا که تسخیر کننده با آن، در حقیقت، جن را بر خود مسلط کرده است. ج) معمولا، جن های صالح به دنبال رابطه با انسان نیستند، بلکه در پی انجام تکالیف الهی خود هستند؛ ولی جن های ناصالح با انسان رابطه برقرار کرده و در مقابل اطلاعات و یا خدماتی که به انسان می رسانند، از او تقاضای انجام اعمال خلاف و گناهان کبیره ای ـ همچون بی احترامی به مقدسات و … ـ می کنند. گاهی از شروط ارتباط انسان با آنها، انجام چنین اعمالی است، و حتی جن ها از این طریق انسان را به کفر کشانده و او را گمراه می کنند؛ کما اینکه در آیات قرآن به آن اشاره شده. د) بله انسانهای کمال یافته ای هستند که با جن ها رابطه داشته و جن در خدمت آنها است، ولی این یک موهبت و عنایت خاصی است که خداوند نسبت به آنها دارد، وگرنه آنها سعی در تسخیر جن و … نداشته اند. بر خلاف دیگران که از راه و بی راهه سعی می کنند تا با جن رابطه برقرار کرده و او را تسخیر کنند، در حالی که در واقع این جن است که بر آنها مسخر می شود. بنابراین تسخیر جن از راههای اکتسابی، امری باطل است و در حقیقت خود انسان به تسخیر جن در می آید، و به دنبال آن سختی ها و مشکلات زیادی در زندگی پیدا می شود. و) و الجان خلقناه من قبل من نار السموم. راغب در باره کلمه “سموم” گفته: باد داغى است که اثر سمى دارد.و اصل ‏کلمه جن به معناى پوشاندن است، و همین معنا در همه مشتقات کلمه جریان دارد (۱) نظیر جن، چون از نظر پوشیده است، و مجنه و جنه (سپر) چون آدمى را از شمشیر دشمن‏ مى‏پوشاند، و جنین، و جنان – به فتح جیم – (قلب)، چون از نظرها پنهان است و همچنین ‏در این جمله قرآن: “جن علیه اللیل” (۲) و مشتقات دیگر آن، این معنا جریان دارد. حال آیا نسلهاى بعدى جن هم مانند فرد اولشان از نار سموم بوده، بخلاف آدمى‏که فرد اولش از صلصال و افراد بعدش از نطفه او، و یا جن هم مانند بشر است، از کلام‏خداى سبحان نمى‏توان استفاده کرد، زیرا کلام خدا از بیان این جهت ‏خالى است.تنها چیزى که در آن بچشم مى‏خورد و می ‏توان از آن استشمام پاسخى از این سؤال نمود، این ‏است که یک جا براى شیطان ذریه سراغ داده و فرموده: “ا فتتخذونه و ذریته اولیاء من‏دونى” (۱۲) و جاى دیگر هم نسبت مرگ و میر به آنها داده و فرموده: “قد خلت من قبلهم من ‏الجن و الانس” (۱۳) . و از این دو نشانى می توان فهمید که تناسل در میان جن نیز جارى است، زیرا معهود و مالوف از هر جاندارى که ذریه و مرگ و میر دارد، این است که تناسل هم داشته ‏باشد، چیزى که هست این سؤال بدون جواب می ماند که آیا تناسل جن هم مانند انس ‏و سایر جانداران با عمل آمیزش انجام می ‏یابد و یا به وسیله دیگرى؟. در جمله”خلقناه من قبل”اضافه قطع شده و تقدیر: “من قبل خلق الانسان”بوده، و چون قرینه مقابله دو خلقت در کار بوده از ذکر مضاف الیه صرف نظر شده است. و اگر در آیه مورد بحث مبدا خلقت جن از نار سموم دانسته شده، با آیه سوره‏الرحمن که آن را”مارجى از نار” نامیده و فرموده: “و خلق الجان من مارج من نار”منافات ندارد، زیرا مارج از آتش، شعله‏ایست که همراه دود باشد، پس دو آیه در مجموع‏ مبدا خلقت جن را باد سمومى معرفى می‏کند که مشتعل گشته و به صورت مارجى از آتش در آمده. پس معناى دو آیه این می‏شود: سوگند می‏خوریم که ما خلقت نوع آدمى را ازگلى خشکیده که قبلا گلى روان و متغیر و متعفن بود آغاز کردیم، و نوع جن را از بادى‏ بسیار داغ خلق کردیم که از شدت داغى مشتعل گشته و آتش شده بود.



No comments yet.

Leave a comment

باید خارج شده است در بنابراین شما می توانید دیدگاه »است.