قلعه‌ی ادینبورگ (Edinburgh Castle)، قلعه ارواح

این مطلب دراین تاریخ ارسال شده است سه شنبه, ۱۱ اسفند, ۱۳۹۴ در ساعت ۷:۴۲ ق.ظ

قلعه‌ی ادینبورگ (Edinburgh Castle)، قلعه ارواح

قلعه‌ی ادینبورگ در اسکاتلند یکی از مکان‌هایی است که بیشتر از جاهای دیگر در آن وجود روح گزارش شده است. این قلعه که رو به شهر ادینبورگ دارد، دارای چندین سیاهچال است که در طول قرن‌ها محل شکنجه و قتل هزاران زندانی بوده است. انحصار وزارت جنگ بر قلعه تنها در سال ۱۹۲۳ پایان یافت، زمانی که ارتش به طور رسمی به توپخانه ی جدید ردفورد منتقل شد. با این حال قلعه همچنان با ارتش مرتبط است. هنوز هم که هنوز است نگهبانان هنگام باز شدن قلعه، در برابر دروازه‌ی آن می‌ایستند تا از افتخارات اسکاتلند محاظت کنند.

قلعه‌ی ادینبورگ

در چند مورد، کسانی که از قلعه بازدید کرده‌اند، وجود یک شبح فلوت‌زن، یک طبل‌زن بی‌سر، اشباح زندانیان فرانسوی جنگ هفت ساله و زندانیان مستعمره در جنگ استقلال آمریکا و حتی روح یک سگ که در قبرستان سگ‌ها پرسه می‌زد را تأیید کرده‌اند. بسیاری از قلعه، صدای روح‌مانند طبل شنیده‌اند. با این حال کمتر کسی خود طبل‌زن را دیده. دلیل این مسئله، آن است که روح طبل‌زن تنها زمانی ظاهر می‌شود که قرار است به قلعه حمله شود، اتفاقی که مدتی است نیفتاده. بر اساس تاریخ، او اولین بار زمانی که در سال ۱۶۵۰ کرامول به قلعه حمله کرد دیده شد، در حالی که شکل یک پسر بی‌سر را داشت.

در عمق پی قلعه، چند تونل وجود دارد که آن را به رویال مایل و ظاهراً هلیرود پلس وصل می‌کنند. گفته می‌شود یک فلوت‌زن تنها به زیر قلعه فرستاده شد تا آنچه را که در عمق پنهان شده، بررسی کند. او فلوتش را برداشت تا کسانی که بالا هستند با شنیدن صدای فلوت زدن وی بتوانند مسیر حرکتش را ارزیابی کنند. ناگهان، در میان راه، صدای فلوت قطع شد. یک گروه نجات به پایین فرستاده شد اما آنها دست خالی بازگشتند و گفتند که فلوت‌زن ناپدید شده. تا امروز صدای فلوت او شنیده می‌شود که بی‌طاقت در میان تونل‌ها قدم می‌زند.

یک زندانی به امید این که به رویال مارک برده شود، خود را در پشته‌ی مدفوع حیوانات مخفی کرد. وقتی پشته در سراشیبی‌های صخره‌ای قلعه خالی شد، مرد بیچاره مُرد. بازدیدکنندگان می‌گویند روح او سعی می‌کند آنها را از برج‌ها هل دهد و همیشه هنگام حضور او بوی کود پخش می‌شود. در قرن ۱۸، جانت داگلاس، بانوی گلامیس به جرم جادوگری و توطئه برای کشتن جیمز پنجم در قلعه‌ی ادینبورگ زندانی شد. خدمتکارانش را شکنجه کردند تا علیه او شهادت دهند. وی در ۱۷ جولای ۱۵۳۷ بر روی ستون چوبی سوزانده شد و پسر کوچکش ژیلسپی را بیرون آوردند تا از برج جریان را نظاره‌گر باشد. روح ناآرام بانو جانت همیشه در بخش‌هایی از قلعه پرسه می‌زند. صدای وهم‌آلود کوبش گاه شب‌ها به گوش می‌رسد که مربوط است به کارگرانی که سکوی سوزاندن او را ساختند.

در بخشی از برنامه‌ی علمی بین‌المللی ادینبورگ، دکتر ریچارد وایزمن، روانشناسی از دانشگاه هارتفوردشایر در جنوب شرقی انگلستان، ۲۴۰ داوطلب را انتخاب کرد تا در یک تحقیق ده روزه، آن مکان را که ظاهراً شبح‌زده بود بررسی کنند. داوطلبان که از سراسر دنیا انتخاب شده بودند، به گروههای ده نفره تقسیم شدند تا به سرداب‌‌ها، اتاق‌ها و زیرزمین‌های نمور و مورمور‌کننده‌ی قلعه سر بزنند. تیم وایزمن به ابزار پیشرفته‌ی تشخیص روح همچون سنسورهای حرارتی و ژئومغناطیس، دستگاههای دید در شب و دوربین‌های دیجیتال مجهز بودند. تمام داوطلبان به دقت مورد بررسی قرار گرفتند. تنها کسانی اجازه‌ی شرکت در طرح را داشتند که چیزی از ماجرای قلعه نمی‌دانستند، با این حال در پایان پژوهش تقریباً نیمی از بازدیدکنندگان از وقوع پدیده‌هایی خبر دادند که قادر به توضیح آنها نبودند. همه‌ی این افراد وجود چیزی را در محل‌های مشهور به ماوراءالطبیعه بودن احساس کردند.تجربیات گزارش شده عبارت بودند از: کاهش‌های ناگهانی در دما مشاهده‌ی اشکال سایه‌مانند این احساس که کسی تماشایشان می‌کند یک مورد احساس سوختگی بر روی بازو یک چیز نامرئی که صورت را لمس می‌کند



No comments yet.

Leave a comment

باید خارج شده است در بنابراین شما می توانید دیدگاه »است.