پرونده ای برای خون آشام ها: خون آشام های اصیل

این مطلب دراین تاریخ ارسال شده است دوشنبه, ۳ اسفند, ۱۳۹۴ در ساعت ۷:۴۵ ق.ظ

پرونده ای برای خون آشام ها: خون آشام های اصیل

خون آشام

سایت شگفتیها برای خون آشام ها، این موجودات تاریک و ترسناک، پرونده ای ایجاد کرده است. در این پرونده ریشه‌های نمودهای مختلف افسانه‌ی خون‌آشام را بررسی کرده، برخی توضیحات علمی مرتبط با آن را به صورت مبسوط بیان خواهیم کرد. همچنین، نگاهی خواهیم داشت به اهمیت روانشناسی این موجودات و تناظرهای خون ‌آشام‌های ماوراءالطبیعی در زندگی حقیقی.
خون آشام های اصیل (Early Vampires)
لاماستو (Lamastu) و لیلیث (Lilith)

عفریته
هیچ کس نمی داند نخستین بار چه زمانی بود که موجودی با ویژگی‌های خون‌آشام مطرح شد، اما افسانه‌هایی که در این زمینه وجود دارند، به اقوام کهن آشوری و بابلی ساکن بین‌النهرین در دست کم ۴۰۰۰ سال پیش باز می گردند. ساکنان بین‌النهرین از لاماستو (یا لاماشتو)، یک رب‌النوع اهریمنی بدسگال که انسان‌ها را شکار می کرد، وحشت داشتند. طبق افسانه‌ی آشوری، لاماستو، دختر آنو، خدای آسمان، شبانه به خانه‌ی انسان‌ها می‌خزد و بچه‌های قنداقی و جنین‌های متولد نشده را می‌دزدد یا می کشد. کسانی که به لاماستو اعتقاد داشتند، سندروم مرگ نوزادان و سقط جنین را به این موجود ترسناک نسبت می‌دادند. لاماستو، که نامش به معنای «محوکننده» است، به افراد بزرگسال نیز رحم نمی‌کند. او خون مردان جوان را می‌مکد، و با خود بیماری، نازایی و کابوس به همراه می‌آورد. لاماستو را اغلب بالدار، با چنگال‌هایی همچون چنگال پرندگان، و گاه سر یک شیر به تصویر می‌کشند. زنان باردار برای محافظت از خود در برابر این موجود اهریمنی، تعویذهایی با طرح پازوزو (Pazuzu) با خود به همراه داشته‌اند. زیرا این باور وجود داشت که پازوزو، یک خدای اهریمنی دیگر، یک بار موفق شده بود که این عفریته را شکست دهد. لاماستو به شدت یادآور لیلیث است. درباره‌ی لیلیث، این شخصیت برجسته در برخی متون یهودی، توصیفات بسیاری نقل شده است، اما بیشتر داستان‌ها حاکی از آنند که وی نخستین زن بوده است. این داستان‌ها می گویند خدا آدم و لیلیث را از خاک آفرید، اما طولی نکشید که میان آنان اختلافاتی پیش آمد. لیلیث داشتن مقام پست‌تر نسبت به آدم را نمی‌پذیرفت چرا که آنا هر دو از یک منشأ سرچشمه گرفته بودند.

لیلیث

روایت دیگری از این افسانه می‌گوید لیلیث آدم را ترک کرد و بچه های خودش را به دنیا آورد. خدا سه فرشته برای بازگرداندن او فرستاد و با مخالفت لیلیث، فرشتگان عهد کردند که تا زمان بازگشت او هر روز ۱۰۰ کودک از فرزندانش را بکشند. لیلیث به تلافی قسم خورد که فرزندان انسان ها را نابود خواهد کرد. به نظر می‌رسد افسانه‌ی لیلیث بچه کش مستقیماً از افسانه‌ی لاماستو گرفته شده است. لیلیث اغلب به شکل عفریته ی بالدار با چنگال‌های تیز توصیف می‌شود که شبانه سر می‌رسد و معمولاً نوزادان و جنین‌ها را می‌دزدد و با خود می‌برد. به احتمال زیاد یهودیان شخصیت لاماستو را وارد سنت خود کرده‌اند، اما این امکان نیز وجود دارد که هر دوی این افسانه‌ها از یک شخصیت اهریمنی سوم الهام گرفته شده باشند. لیلیث اگرچه معمولاً به صورت یک موجود وحشتناک توصیف شده، اما گاهی می‌تواند اغواگر نیز باشد. یهودیان باستان بر این باور بودند که او شبانه به شکل زنی زیبا به سراغ مردان می‌رود.

خون‌آشام‌های اولیه در یونان و آسیا

لامیا

یونانیان باستان نیز از موجوداتی مشابه وحشت داشتند. مهم‌ترین این موجودات لامیا (Lamia) بود، عفریته‌ای با سر و بالاتنه‌ی یک زن و پایین‌تنه‌ای به شکل مار. طبق یک روایت از این افسانه، لامیا یکی از عاشقان میرای زئوس (Zeus) بود. الهه هرا (Hera)، زن زئوس، از سر خشم و حسادت کاری کرد که لامیا دیوانه شود و تمام فرزندان خود را بخورد. وقتی لامیا به خود آمد و دریافت که چه کرده است به قدری عصبانی شد که به یک هیولای نامیرا بدل گردید، و به خاطر حسادت به مادران دیگر، شروع به مکیدن خون نوزادان کرد. یونانیان از امپوساها (empusai) هم می‌ترسیدند. امپوساها دختران بدذات هکاته (Hecate)، الهه‌ی جادوگری هستند. امپوساها که می‌توانند تغیر شکل دهند، شبانه به صورت زنانی زیبا از هادس (دنیای زیرزمین) برمی آمدند. این دختران اهریمنی چوپانان را در دشت و صحرا می‌فریفتند و سپس آن‌ها را می‌خوردند. موجودی مشابه به نام بائوبان سیث نیز در فولکلور سلتی وجود دارد. در افسانه‌شناسی کهن آسیا نیز به موجوداتی خون آشام گونه برمی‌خوریم. فولکلور هند پر است از شخصیت‌های ترسناکی همچون راکشاسا (rakshasa) و وتالا (vetala). راکشاساها هیولاهایی با ظاهر عجیب و ترسناک و قابلیت تغییر شکل هستند که کودکان را شکار می‌کنند، و وتالاها هیولاهایی وحشتناک اند که با تسخیر اجساد افرادی که به تازگی مرده‌اند برای زندگان خرابی و بدبختی به بار می آورند. در فولکلور چین اجسادی وجود دارند که قادرند از گور برخیزند. این کئوی‌ها (k’uei) وقتی به وجود می‌آیند که پو (p’o) یا روح پست‌تر یک فرد به هنگام مرگ، به دلیل اعمال بدی که فرد در زمان زنده بودن انجام داده، نمی‌تواند وارد زندگی بعدی شود. پو که از عاقبت مخوف خود به خشم آمده، به جسد نفوذ کرده، آن را به حرکت وامی‌دارد و شب‌ها به زندگان حمله می‌کند. یکی از انواع بدطینت کئوی، به نام کوانگ-شی Kuang-shi (یا چیانگ شی Chiang-shi) قادر است شب‌ها پرواز کند و به هر شکلی که می‌خواهد دربیاید. بدن کوانگ-شی پوشیده از موی سفید است، چشم‌هایش سرخ است و با دندان های نیش تیز خود طعمه را گاز می‌گیرد. قبایل کوچ نشین و بازرگانان همیشه در سفر افسانه‌های گوناگون خون‌آشام‌ها را در آسیا، اروپا، و خاورمیانه گسترش دادند. همزمان با گسترش این داستان‌ها، ویژگی‌های مختلف آن‌ها با یکدیگر تلفیق گردید و افسانه‌های جدیدی از خون آشام‌ها شکل گرفت. در ۱۰۰۰ سال گذشته، افسانه های مربوط به خون‌آشام‌ها بالاخص در بخش‌های شرقی اروپا نفوذ داشته است.



No comments yet.

Leave a comment

باید خارج شده است در بنابراین شما می توانید دیدگاه »است.