چه کسانی قادر به انجام هیپنوتیزم هستند؟ همه چیز درباره یادگیری هیپنوتیزم

این مطلب دراین تاریخ ارسال شده است شنبه, ۱۵ اسفند, ۱۳۹۴ در ساعت ۶:۴۱ ق.ظ

چه کسانی قادر به انجام هیپنوتیزم هستند؟ همه چیز درباره یادگیری هیپنوتیزم

یادگیری هیپنوتیزم

بسیاری از افراد فکر می کنند که علم هیپنوتیزم یک علم خاص است که فقط افراد خاصی می توانند آن را یاد گرفته و اجرا کنند. آنها تصور می کنند برای انجام هیپنوتیزم باید قدرت مرموز و خاصی داشت و هیپنوتیزم را کلا یک علم خارق العاده می دانند که از عهده ی هر کسی بر نمی آید. اما واقعیت چیست؟ آیا شما هم می توانید هیپنوتیزم را فرا بگیرید و انجام دهید؟ با ما همراه باشید. آیا می توان هیپنوتیزم (Hypnotism) را هم ماند سایر علوم یاد گرفت؟ آیا دوست دارید هیپنوتیزم بیاموزید؟ چه کسانی می توانند هیپنوتیزم یاد گرفته و انجام دهند؟ هیپنوتیزم یک علم است که مانند سایر علوم، هر فردی می تواند آن را بیاموزد ولی عمل کردن و استفاده صحیح و مناسب از آن، یک هنر است. به عنوان مثال، هرکسی می تواند از پیانو صدا در بیاورد ولی تنها تعداد کمی هستند که در استفاده ماهرانه از پیانو استادند. در مورد هیپنوتیزم نیز همین گونه است. یادگرفتن مقدار پراکنده ای از این علم و هیپنوتیزم کردن تعداد کمی از افراد حساس کار راحتی است ولی استفاده صحیح و مناسب از این علم علاوه بر لزوم واقف بودن به علم پزشکی، نیاز به صبر زیاد و یادگیری و مهارت دارد. استفاده از هیپنوتیزم به ویژه برای رفع مشکلات پزشکی باید کاملاً محدود به افراد پزشک و واجد صلاحیت باشد که این علم را به خوبی و نزد مراجع ذی صلاح آموخته باشد. وی باید همچنین هوش و استعداد کافی برای خلاقیت و استفاده از روش مناسب جهت هیپنوتیزم کردن بیمار داشته باشد. واقف بودن به علم پزشکی برای فرد هیپنوتیزم کننده بسیار ضروری است. متأسفانه افراد غیرحرفه ای و آنها که بیشتر به جنبه نمایشی هیپنوتیزم می پردازند افرادی هستند که از علم پزشکی بی بهره اند. این افراد می توانند یک بیماری را تشخیص دهند و تنها به درمان و رفع علایم بیماری بدون توجه به علت آن می پردازند که می تواند بسیار خطرآفرین باشد. به عنوان مثال، یک سردرد می تواند در نظر اول بسیار ساده باشد ولی شاید علل مهمی نظیر بیماری فشارخون، بیماری های کلیه و یا حتی سرطان های مغزی موجب آن شده باشد. یک هیپنوتیزم کننده غیرحرفه ای نمی تواند متوجه وجود و یا احتمال این بیماری ها شود و تنها می تواند درد (سردرد) بیمار را برطرف کند. انجام این کار شاید حتی با یک جنایت برابری کند چرا که در این مورد، درد یک علامت هشداردهنده است و برطرف کردن آن به بیمار اجازه می دهد تا پیشرفت کرده و تحت تشخیص و درمان قرار نگیرد و فرد بیمار تا مراحل انتهایی چیزی را حس نکند و شاید حتی به مرگ بیمار منجر شود. افراد غیرحرفه ای به جای آنکه سختی فراگیری علم طبابت را بکشند و فهم صحیحی از موضوع داشته باشند، فقط مقدار اندکی از علم هیپنوتیزم را می آموزند و به امور پزشکی نیز می پردازند که می تواند خطرآفرین باشد. در نظر داشته باشید که هیچ فردی با مطالعه یک کتاب ساده جراحی نمی تواند جراح شود همان گونه که با خواندن چند کتاب ساده و سطحی نیز نمی توان علم هیپنوتیزم را به طور تمام و کمال فراگرفت. اینکه شما به یک فرد غیرحرفه ای اجازه بدهید شما را هیپنوتیزم کند مثل این است که به یک قصاب اجازه بدهید تا آپاندیس شما را عمل کند! همان گونه که گفته شد، استفاده از هیپنوتیزم در پزشکی باید صرفاً محدود به پزشکانی باشد که در این علم کاملاً خبره بوده و واجد صلاحی هستند. چنین پزشکی باید اعتماد به نفس و صبر فراوانی داشته باشد. چند کلمه حرف، یک نگاه، تون صدا و یا ژست کمک می کنند تا یک پزشک وارد متوجه شود که چه روشی جهت انجام هیپنوتیزم در آن فرد مناسب تر است و چگونه باید هیپنوتیزم شود. علاوه بر این، در برخی موارد که بیماری از منابع انجام هیپنوتیزم را مناسب نمی دانند نظیر برخی مشکلات روانی، ترس و یا برخی اختلالات شخصیتی، یک پزشک وارد می تواند بهترین تصمیم را با توجه به تشخیص بیماری فرد اتخاذ کند. ● تاریخچه هیپنوتیزم هیپنوتیزم از زمان های بسیار دور مورد استفاده قرار می گرفته است. با ورق زدن سرگذشت نیاکانمان موارد بسیاری یافت شده اند که به ما می گویند آنها به خوبی از هیپنوتیزم آگاه بوده اند. حتی یکی از حجاری های به دست آمده از یک قبر باستانی در شهر تبس (Thebes) واقع در مصر، یک روحانی را در حال هیپنوتیزم کردن بیمارش نشان می دهد. این علم از مصر به یونان، روم باستان و هند گسترش یافت و در قرون بعدی توسط پزشکان و دانشمندان مختلف مورد بررسی قرار گرفت. اما نخستین تلاش وافر علمی در این زمینه را یک پزشک اتریشی به نام فرانز آنتون مسمر (Mesmer) در اواخر قرن ۱۸ انجام داد. مسمر عقیده داشت که یک جریان مغناطیسی در تمام کائنات وجود دارد که در حالت تعادل است. وی عقیده داشت که هرگونه ناهنجاری در بالانس و تعادل مناسب این جریان در بدن انسان می تواند موجب بیماری شود. در ادامه، مسمر از آهن ربا جهت درمان بیمارانش استفاده کرد و موفقیت های زیادی را کسب کرد. به عقیده مسمر، استفاده از آهن ربا می توانست موجب بهبود تغییر حاصل آمده در جریان مغناطیسی در داخل و یا خارج بدن بیمار شود. پس از بررسی ها و تجربیات بیشتر، مسمر متوجه شد اثراتی که از آهن ربا انتظار دارد را می تواند با استفاده از عوامل غیر مگنتیک و حتی با تکان دادن دستانش ایجاد کند. وی تئوری اش را اصلاح کرد و این طور نتیجه گیری کرد که این اثرات در واقع به دلیل یک نوع مغناطیس انسانی هستند. پس از مسمر دانشمندان دیگر راه وی را ادامه دادند و با این فرآیند بیشتر آشنا شدند. مبدع اصطلاح هیپنوتیزم یک پزشک انگلیسی بود به نام <جیمز برید> که در اواسط قرن ۱۹ در مورد کارهای مسمر مطالعه می کرد. وی متوجه شد که با استفاده از نگاه خیره ثابت می توان یک حالت شبیه خلسه در فرد ایجاد کرد و سپس اصطلاح هیپنوتیزم را جهت شروع هنر و علم القاء حالت خلسه به فرد ابداع کرد. هیپنوز یک لغت یونانی است به معنای خواب. دکتر برید در ابتدا تصور می کرد هیپنوتیزم در واقع همان القای خواب است و به همین دلیل اسم هیپنوتیزم را بر آن نهاد ولی به زودی متوجه شد که هیپنوز خواب نیست و با خواب معمولی متفاوت است و حتی سعی کرد که اسم هیپنوتیزم را عوض کند ولی این اسم بر روی این علم باقی ماند. برید بسیار تلاش کرد تا هیپنوتیزم را به عنوان فرآیندی که ازنظر علمی قابل بررسی و مطالعه است، معرفی کند. در طی قرن ۱۹ استفاده های زیادی از علم هیپنوتیزم شد ازجمله آنکه بسیاری از عمل های جراحی موفقیت آمیز با استفاده از حالت بی حسی به وجود آمده در آن انجام شد ولی با کشف کلروفرم، القا بی هوشی با استفاده از هیپنوتیزم کم کم فراموش شد. تحقیقات در مورد هیپنوتیزم توسط محققان و پزشکان مشهوری نظیر الیوستون، شارکو، بینه، فروید و پاولوف ادامه یافت. در خلال جنگ های جهانی، هیپنوتیزم جهت درمان خستگی های روحی ناشی از جنگ و نیز آسیب های روانی بسیار مورد استفاده قرار گرفت. پس از جنگ جهانی دوم، دانشمندان متوجه موارد استفاده بیشتر از علم هیپنوتیزم در درمان های بالینی شدند و بدین ترتیب هیپنوتیزم کم کم جای پای خود را در عالم پزشکی محکم کرد. ● هیپنوتیزم چیست؟ شاید این طور به نظر برسد که هیپنوتیزم در واقع همان خواب است ولی تمام بررسی های علمی نشان داده اند که حالت خلسه ایجاد شده در هیپنوتیزم بیشتر شبیه به حالت بیداری است تا یک خواب معمولی. در واقع، هیپنوتیزم حالتی است مابین خواب و بیداری. برای فهم بهتر موضوع بایستی در نظر داشته باشید که چنانچه شخص در حالت خواب معمولی باشد، نمی تواند همانند یک فردی که هیپنوتیزم شده به محرک ها پاسخ دهد. چنین فردی چنانچه با وی حرف بزنید جواب نخواهد داد ولی فرد هیپنوتیزم شده می تواند خوب بشنود و جواب دهد. علاوه بر این، در خواب معمولی شخص از محیط اطرافش آگاهی ندارد ولی فرد هیپنوتیزم شده می داند که دقیقاً در کجا قرار دارد و از اتفاقاتی که روی می دهند باخبر است. همچنین در خواب معمولی رفلکس های بدن نظیر رفلکس زانو و نیز ضربان قلب و تنفس کاهش می یابند حال آنکه کارکرد قلب و ریه در فرد هیپنوتیزم شده شبیه به حالت بیداری است. در واقع هیپنوتیزم بر اساس استفاده از سه مؤلفه تمرکز، انفکاک پذیری (که در آن ذهن هوشیار از ذهن نیمه هوشیار جدا می شود) و تلقین پذیری است، بیمار در یک حالت هوشیاری تغییریافته (حالت خلسه) قرار می گیرد و شخص هیپنوتیزم کننده تلقینات لازمه را به بیمار می دهد. این حالت خلسه می تواند به صورت خفیف و سبک (light)، متوسط (Medium) و یا عمیق و شدید (deep) باشد. در حالت خلسه خفیف و متوسط، بسیاری از افراد می توانند به راحتی حرف زدن اطرافیان را شنیده و اتفاقاتی را که در طی هیپنوتیزم روی می دهند، به خاطر بیاورند به طوری که شاید حتی فکر کنند که هیپنوتیزم نشده اند! فقط در حالت خلسه عمیق است که فرد پس از بیداری اتفاقاتی را که در طی حالت خلسه برایش روی داده اند به خاطر نمی آورد. برخلاف باور عمومی، جهت ایجاد تلقین در هیپنوتیزم یک حالت خلسه سبک کاملاً کافی است. بسیاری شاید عقیده داشته باشند باید خلسه عمیق ایجاد شود تا تلقین پذیر شوند، در حالی که بر اساس بررسی ها، یک حالت خلسه سبک به ویژه در درمان های پزشکی که از هیپنوتیزم استفاده می شود، کاملا کافی است. یک تصور اشتباه که در جامعه وجود دارد این است که هیپنوتیزم با اراده مرتبط است. عده ای تصور می کنند که چنانچه شخصی هیپنوتیزم شود، این موضوع نشان دهنده اراده ضعیف وی خواهد بود. باید خاطرنشان کرد که هیپنوتیزم هیچ گونه ارتباطی با اراده ندارد. در واقع هیپنوتیزم هیچ گونه ارتباطی با اراده ندارد. در واقع هیپنوتیزم بیشتر با قوه تخیل شما سروکار دارد تا اراده و قوه تخیل شما را تقویت کند. قوه تخیل از اراده شما بسیار قوی تر است و اراده همیشه تابع تخیل شماست. به عنوان مثال، چنانچه شما بخواهید یک کاری را انجام دهید ولی فکر کنید که نمی توانید، قطعاً نخواهید توانست که آن کار را انجام دهید، زیرا قوه تخیل، اراده شما را تحت تأثیر قرار داده و شما را از انجام آن کار منع می کند. پس همان گونه که ملاحظه می کنید، چنانچه شخصی شما را هیپنوتیزم کند به معنی آن نیست که شما اراده ضعیفی داشته اید که هیپنوتیزم شده اید، بلکه نشانه آن است که قوه تخیل قوی تری دارید. در واقع دانشمندان معتقدند که هرچه قوه تخیل و نیز هوش فرد بیشتر باشد، هیپنوتیزم پذیری وی نیز راحت تر خواهد بود. یک باور غلط دیگر این است که شاید شما فکر کنید فرد هیپنوتیزم کننده می تواند شما را به انجام هر کاری که دلش می خواهد وادار کند. این تصور اشتباه بیشتر در اثر دیدن شعبده بازها و یا افرادی که به طور غیرحرفه ای به هیپنوتیزم پرداخته و چنین ادعایی را دارند ایجاد می شود. حال آنکه واقعیت کاملا خلاف این موضوع است. بر اساس تحقیقات و واقعیات علمی، تلقین پذیری فرد تا جایی ادامه دارد که برخلاف اصول و ریشه های اخلاقی و وجدانی فرد نباشند. به عنوان مثال، چنانچه فرد هیپنوتیزم کننده از کسی که هیپنوتیزم شده است بخواهد که کفشش را دربیاورد، وی این کار را خواهد کرد ولی اگر از آن شخص خواسته شود که تمامی لباس های خود را دربیاورد، وی قطعاً با انجام این کار مخالفت خواهد کرد و آن را انجام نخواهد داد زیرا ریشه های اخلاقی و وجدان فرد انجام این عمل را صحیح و مطابق منطق و عقل نمی دانند مگر آنکه آن بیمار یک آدم پاک و بااخلاقی نباشد! در حالت بیداری معمولی مغز از افکار مختلف پر شده است بنابراین یک تلقین نمی تواند موِثر باشد و اثر بسیار ضعیفی خواهد داشت. ولی وقتی فردی هیپنوتیزم می شود، مغزش بیشتر متمرکز شده و تلقین پذیرتر می شود به طوری که وقتی به حالت معمولی برمی گردد، هر قسمت از مغز می تواند که تلقین را حس کرده و مطابق آن فکر کند. البته حالت تمرکز ۱۰۰ درصد در خلسه خیلی عمیق به دست می آید و اکنون شاید متوجه باشید که چطور می توان عمل جراحی بر روی بیمار هیپنوتیزم شده انجام داد بدون آنکه احساس درد کند، در واقع در تمرکز ۱۰۰ درصد تمامی تمرکز مغزی متوجه القائات و تلفیق های فرد هیپنوتیزم کننده است بنابراین متوجه درد نخواهد شد. خوشبختانه جهت اهداف پزشکی و درمانی، ۱۰۰ درصد تمرکز لازم نیست. چنانچه فقط ۵۱ درصد از مغز بتواند تمرکز کرده و تلقین پذیر باشد، می تواند ۴۹ درصد باقی مانده را نیز تحت تأثیر خود قرار دهد. حال باید متوجه شده باشید که چطور یک حالت خلسه سبک در صورت بکار گیری تکنیک مناسب برای اهداف پزشکی کاملا کافی است. با توجه به مسائل گفته شده، می توان گفت که هیپنوتیزم در واقع یک احساس تمرکز شدید و وضعی همراه با کاهش میزان آگاهی نسبت به محیط بیرونی است. در مراحل خلسه خفیف و یا متوسط، شما تمامی جزئیات حالت خلسه را به خاطر می آورید به طوری که شاید حتی فکر کنید که هیپنوتیزم نشده اید؛ زیرا حتی در حالت خلسه عمیق، فرد همه چیز را می شنود و از اتفاقاتی که در دور و برش می افتد باخبر است ولی با توجه به آنکه فراموشی پس از خلسه عمیق شایع است، آنچه را که شنیده فراموش خواهد کرد.



No comments yet.

Leave a comment

باید خارج شده است در بنابراین شما می توانید دیدگاه »است.